قیام مردم تبریز به مناسبت چهلم قیام مردم قم

قیام مردم تبریز به مناسبت چهلم قیام مردم قم

دو قیام مهم مردم قهرمان پرور تبریز در کمتر از یک قرن، یکی در دوره استبداد صغیر و شکست محمدعلی شاه و دیگری قیام 29 بهمن سال 1356 بر ضد محمدرضا شاه پهلوی، تأثیر فراوانی در روند تاریخ معاصر ایران و پیروزی انقلاب اسلامی بر جای گذاشت. در این میان، قیام 29 بهمن، تأثیر شگرفی داشت؛ چه آنکه این قیام، نخستین حلقه زنجیره ای بود که قیام خونین نوزده دی مردم قم را به قیام های پی در پی ایرانیان بر ضد دستگاه پهلوی پیوند می داد.

تجلی قیام در سینه تجلاّ

جرقه سلسله قیام های مردمی سال 1356، از قیام مردم دلاورمرد قم در نوزده دی زده شد. پس از آن، اربعین های شهیدان انقلاب پشت سر هم تاریخ ساز می شد. در روز 29 بهمن 1356 که با چهلم فاجعه قم در نوزده دی هم زمان بود، در بسیاری از شهرهای کشور، مجالس ختم و سوگواری برای یادبود شهیدان آن فاجعه برگزار شد. در شهر تبریز نیز قرار بود ساعت ده صبح مردم در مسجد میرزا آقا یوسف مجتهد گرد آیند. دعوت برای این تجمع، از سوی آیت الله قاضی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.

در آن روز، سرگرد حق شناس، رئیس کلانتری بازار با حضور در محل، به مردم اعلام کرد متفرق شوند. در این میان، او با منع کردن خادم مسجد از باز کردن در مسجد برای حضور مردم، الفاظ زشتی درباره آن مکان مقدس بر زبان آورد. در این شرایط، جوانی از جوانان غیرتمند تبریز به نام محمد تجلا که از پاره کردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز این مأمور به هیجان آمده بود، تکه آجری را از زین برداشت و به سوی او پرتاب می کرد. پس از آن، حق شناس با اسلحه کمری خود، محمد را به شهادت رساند. شهادتی که آغازگر قیامی شد که در نهضت انقلاب اسلامی، از آن با عنوان «حماسه 29 بهمن مردم تبریز» یاد می شود.

نابودی مراکز دولتی و مظاهر فساد

با آغاز قیام 29 بهمن تبریز، جوانان پرشور و انقلابی به سینماها و شراب فروشی ها حمله می کنند و همه مراکز فساد و فحشا را به آتش می کشند. بزرگ ترین تخریب در پاساژ پهلوی اتفاق افتاد که از مراکز فساد و فحشا بود و در آن، شراب فروشی ها، قمارخانه ها و رستوران های این محل به آتش کشیده شدند. همچنین مردم که از اقامت گاه عده ای از مزدوران امریکایی در خیابان دانش سرا اطلاع داشتند و می دانستند محل سکونت آنها، مرکز فساد و خوش گذرانی است، به این مرکز هجوم بردند و با این اقدام انقلابی، کینه و نفرت خویش را از نمایندگان امپریالیسم امریکایی در ایران نشان دادند.

تبریز؛ شهر جنگ زده

وقتی حتی اعزام کامیون های پر از نیروهای پلیس و مأموران ضد شورش هم نتوانست قیام 29 بهمن تبریز گسترده را مهار کند، یحیی لیقوانی، رئیس ساواک تبریز که متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده بود، بی درنگ، برای کسب تکلیف با تهران تماس گرفت. خبر خیلی زود به گوش شاه رسید. محمدرضا پهلوی دستور داد شدیدترین حفاظت ها از پمپ بنزین ها، مخازن نفت، کارخانه ها و اداره های دولتی صورت گیرد و هرگونه مقاومتی سرکوب شود.

تظاهرات مردم از ساعت ده صبح روز بیست و نهم شروع شده بود. شهر حدود ساعت شش بعدازظهر روی آرامش را به خود دید. با فروکش کردن التهاب، نیروهای رژیم به وسیله جرثقیل های ارتش، خودروهای سوخته را از خیابان جمع آوری کردند. از ساعت هفت شب و با اعلام حکومت نظامی، تبریز به شهری جنگ زده تبدیل شد که خیابان های آن از خون جوانان، بازاریان دانشجویان و مردان و زنان رنگین شده بود.

نخستین واکنش رژیم پهلوی پس از قیام 29 بهمن و برقراری حکومت نظامی، دستگیری افراد مظنون بود. با آغاز موج دستگیری ها، تنها پس از 48 ساعت از پایان روز بیست و نهم بهمن، 621 دانشجو دستگیر و روانه زندان شدند.

نوید پیروزی در پیام امام

امام خمینی رحمه الله که در نجف اشرف و در تبعید بود، در تاریخ هشتم اسفند 1356، در پیامی به مردم تبریز، به آنان نوید پیروزی نهایی داد. بخشی از متن پیام بدین شرح است: «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد مرگ بر شاه، خط بطلان بر گزافه گویی های او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، مشت محکم بر دهان یاوه گویانی زدند که با بوق های تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد در صد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می نامند و این نوکر اجانب و خودباخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می شمارند. مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حق گویی و انتقاد نمی دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم، سایه افکنده. شاهی عدالت گستر است که در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند. من نمی دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم. با چه بیانی این قتل عام های پی در پی را محکوم کنم. خاطره بسیار اسف انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می دهم؛ نوید پیروزی نهایی».

پیام امام در اربعین شهدای تبریز

حضرت امام خمینی رحمه الله به مناسبت چهلم شهدای تبریز، پیامی صادر کرد که در بخشی از آن آمده است: «کشتار بی رحمانه قم، ایران را به هیجان درآورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بیدادگری کشاند و کشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانه انفجار است؛ انفجاری که دست اجانب را به خواست خدای متعال برای همیشه قطع کند. انفجاری که انتقام مظلومان را از شاه بگیرد و دودمان سیاه پهلوی را برای همیشه از تاریخ ایران محو کند و این ننگ را از صفحه آن بزداید».

نتایج مهم قیام

از جمله نتایج مهم قیام خونین 29 بهمن مردم تبریز به این موارد می توان اشاره کرد:

1. رویارویی مردم با اساس سلطنت و رژیم، به گونه ای که پس از قیام مردم قم و تبریز، شعار «مرگ بر شاه» در سراسر ایران طنین انداز شد.

2. افزایش محبوبیت حضرت امام خمینی رحمه الله در میان انقلابیان.

3. افشای پوچ بودن سیاست حداکثر آزادی شاه و حقوق بشر کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا.

4. تداوم انقلاب در سایه برگزاری مراسم چهلم قیام مردم تبریز در دست کم 55 شهر بزرگ و کوچک که در میان آنها یزد مشهورتر از همه است.

5. قیام تاریخی تبریز ثابت کرد آن چیزی که تبریزی آذری زبان را با عرب اهوازی و کرد و فارس هم صدا و متحد ساخته اسلام است، نه شخص شاه که مدعی بود مظهر وحدت ملی است.

بهمن ماه ،ماهی فراموش نشدنی برای همگان است.

*۱بهمن ۵۷مملکت دیگرظالمی ندارد(شاه ۲۶دی ماه خاک ایران رابرای همیشه ترک کرد)

*۱۲بهمن ورود حضرت امام(ره)به وطن که همان طلوع گرما ونشاط و وحدت است.

*۲۲بهمن همان انقلاب اسلامی،استقلال،آزادی وحضور همیشگی مردم متحدایران درصحنه است.

می دانم اینها را همه می دانید

می خواهم بگویم بار دیگرهمه باهم ،یکپارچه ومنسجم ومختار به صحنه آمدیم ودر راهپیمایی یوم الله ۲۲بهمن شرکت کردیم.

۲۲بهمن بهاری جاویددر زمستان است.

مردم ایران معتقدوپایبند به اصول وقوانین اسلام هستند.

 

رویدادهای بهمن ماه

رویدادهای 15 بهمن1357

1- حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.


2- وزراي خارجه آمريكا و انگليس طي ديدار ديويد اوئن از آمريكا، در مورد اوضاع ايران به گفتگو نشستند. بغداد نيز با اعزام هيأتي به عربستان، به بررسي اوضاع ايران و منطقه پرداخت.

3- ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا به ايران، با اتمام مأموريت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ايراني، عازم آمريكا شد. سخنگوي وزرات خارجه آمريكا گفت: هايزر سعي كرد تا نظاميان ايران از بختيار حمايت كنند. وي به اين علت ايران را ترك كرد كه اقامت وي به احساسات ضد آمريكايي در ايران دامن مي‌زد.


4- همافران نيروي هوايي در بهبهان به عنوان طرفداري از امام خميني، دست به راهپيمايي زدند.

5- آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌اي از عراق براي حضرت امام، از مبارزات ملت ايران حمايت كرد.

6- به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي تلگرامي براي ايشان ارسال شد.

تذكر: برژنف از سيزدهم تا هفدهم ژانويه 1979، مطابق با بيست و سوم دي ماه 1357، در بلغارستان بسر مي‌برده است.

7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وي را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستاني از سوي دولت بختيار ممنوع‌الخروج شد.

8- گروهي از نمايندگان مستعفي مجلس شورا با حضرت امام ديدار كردند.




رویدادهای 16 بهمن1357

1- انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت، رسما اعلام شد. حكم و فرمان نخست وزيري كه با اتفاق آراء شوراي انقلاب و تصويب امام خميني صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمين رفسنجاني در حضور حضرت امام و آقاي بازرگان قرائت شد.


2- آسوشيتد پرس: با توجه به اينكه شانس موفقيت بختيار روز به روز كمتر مي‌شود، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا به ابراز حمايت ملایم از بختيار بسنده كرد.


3- رييس سازمان سيا اعراف كرد كه در رابطه با پيش بيني مسائل ايران، اين سازمان ناكام بوده است. وي گفت: چيزي كه ما پيش بيني نمي‌كرديم، اين بود كه يک مرد هفتاد و هشت ساله كه مدت چهارده سال در تبعيد بود، اين نيروها را به هم پيوند زند.

4- كيسينجر گفت: بيم آن مي‌رود كه انقلاب اسلامي به ساير كشورها سرايت كند و گناه اين حركت، متوجه هدف توخالي حقوق بشر است.

5- آيت‌الله گلپايگاني بازگشت حضرت امام به ميهن را به ايشان تبريك گفت.

614- چند وزارتخانه، از جمله وزارت آموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارائي، بهداري و دادگستري، توسط نيروهاي ارتش اشغال شد.

7- بيست و دو نماينده ديگر مجلس شورا، استعفا دادند.

8- در تظاهرت مردم آغاجاري، عده‌اي به شهادت رسيدند.

9- هشت هزار يهودي از ايران به اسرائيل رفتند.




رویدادهای 17 بهمن1357

1- امام خميني در سخنان خود گفتند: كار عاقلانه و مفيد به حال كشور اين است كه بختيار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامي، عكس‌العملي مثبت داشته باشند.

2- در پاسخ به پيام‌هاي تشكر از سوي مردم و يا شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به كشور، از سوي ايشان پيام تشكري خطاب به عموم انتشار يافت.

3- بازرگان موقتا از رهبري نهضت آزادي كناره‌گيري نمود و به مدرسه علوي نقل مكان كرد.
تذكر: در حكم نخست وزيري حضرت امام از وي خواسته شده بود تا بدون واسبتگي حزبي و گروهي به پست نخست وزيري اشتغال يابد.

4- دكتر سعيد، رييس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت‌ آيت‌الله العظمي خميني، مرجع عاليقدر تشيع را به خاك وطن از طرف خود و عموم نمايندگان خوش آمد مي‌گويم.

5- دلوايح محاكمه وزراي سابق و انحلال ساواك، در جلسه مجلس شورا به تصويب رسيد.


6- در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشكده افسري، افسران جوان از سوگند وفاداري به شاه معاف شدند.

7- حجت‌الاسلام فلسفي پس از هشت سال ممنوعيت از سخنراني، در حضور امام و مردم ديدار كننده از ايشان، سخنراني كرد.



رویدادهای 18 بهمن 1357

1- حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.



2- فرماندار نظامي تهران به اين دليل كه مردم به مقررات حكومت نظامي اهميت نمي‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را كاهش داد.

3- سيزده نفر ديگر از نمايندگان مجلس استعفا دادند.

4- مجمع عمومي سازمان ملل متحد از اوضاع ايران اظهار نگراني كرد.

رویدادهای 19 بهمن1357

1- جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حركت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي كردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشكر كردند.

2- ستاد ارتش، عكس روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تكذيب كرد.

3- طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم كليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانك‌ها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايت‌هاي شاه قرار گرفتند و شعله‌هاي آتش از همه سو زبانه مي‌كشيد.

4- امام خميني طي نطق كوتاهي كه از شكبه تلويزيوني كاركنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش مي‌شد ضمن آرزوي موفقيت براي كاركنان رسانه‌هاي گروهي گفتند: دستگاه‌هايي در اين قسمت بوده و هست كه بايستي در خدمت مردم مي‌بودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدف‌هاي نامشروع استفاده كرده است.

5- در درگيري‌هاي گرگان، پنج نفر كشته و يازده نفر مجروح شدند.

6- مهندس شريف امامي كه از طرف دادستاني ممنوع‌الخروج شده بود، از كشور گريخت.




رویدادهای 20 بهمن1357

1- با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي كه راديو اعلام كرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع كردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر كرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي كردند و درگيري آغاز شد.

2- مردم ساكن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي كه از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابان‌هاي اطراف را نيز با خبر كردند و طولي نكشيد كه جمعيت انبوهي در كنار ديوار خوابگاه گرد آمدند كه با فرياد الله‌اكبر از همافران حمايت مي‌كردند.

3- اجتماع مردم در كنار خوابگاه همافران نيروي هوايی كه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه يافت. ترس مردم اين بود كه در صورت پراكنده شدن، نيروهاي گارد، مجددا به همافران حمله كنند، لذا از دفتر حضرت امام كسب تكليف كردند و دفتر امام توصيه كردند كه پراكنده نشويد.

4- مردم در كنار خوابگاه نيروي هوايي همچنان شعار مي‌دادند و خود را با آتش لاستيك‌هاي فرسوده گرم مي كردند كه در ساعت 5/3 بعد از نيمه شب مأموران حكومت نظامي با خودروهاي نظامي و در حاليكه از دور با شليك رگبار مسلسل‌ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله كردند. در اين هنگام مردم به كوچه‌هاي اطراف پناه بردند اما مأمورين توانستند يكصد و پنجاه و دو نفر را دستگير و به محل استقرار حكومت نظامي در كلانتري تهران و منتقل كنند. در بين دستگير شدگان دو روحاني نيز حضور داشتند.
تذكر: ظاهرا اولين كلانتري ساقط شده در جريان هجوم مردم همين كلانتري بود.



رویدادهای 21 بهمن1357

1- با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء كارت پايان خدمت سربازي، يك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار مي‌دادند.

2- درساعت 5/4 بعدازظهر كلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط كرد و مردم و گاردي‌ها در اين زدو خورد چندين كشته و مجروح داشتند . از اين پس، كلانتري‌ها يكي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند.

3- فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به كلانتري‌ها و پادگان‌ها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد. يعني مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نيم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند.


4- حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي‌كنم كه اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي‌گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را یك توطئه توصيف كرد.

5- ميني‌بوس‌ها و ماشين‌هاي وابسته به ستاد كميته امام خميني، با بلندگو، لغو اعلاميه فرماندار نظامي را در سطح تهران اعلام كردند. گفتني است كه بنا به گفته‌ رحيمي، يكي از سران ارتش، حكومت نظامي تصميم داشت كه با افزايش ساعات حكومت نظامي، به انجام كودتا و سركوب مردم و خصوصا ترور و دستگيري رهبران نهضت، بپردازد. اين تصميم حضرت امام، توطئه بزرگي را در آستانه پيروزي نهضت در نطفه خفه كرد.

6- امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و كساني كه قسم خورده‌اند بايد بر خلاف آن عمل كنند.

7- مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا كرد.

8- ده‌ها هزار تن از مردم در خيابان فرح‌آباد، پشت كيسه‌هاي شن و خاك سنگر گرفتند.

9- كلانتري‌هاي تهران نو، (چهارده و شانزده و بيست و يك و نه) و نارمك ده و يازده و شهر ري، سقوط كردند و همچنين يك هلي‌كوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد.

10- حجت‌الاسلام دكتر مفتح از جانب حضرت امام، عكس مندرج در روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را كاملا صحيح و واقعي دانست.


11- از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تكذيب شد.

12- امام خميني اعلام كردند كه من خودم اهل قلم و بيان هستم و هيچ سخنگويي ندارم.

13- ستاد امداد و سازمان ملي پزشكان، تعداد شهدا را تا ساعت يازده امشب، صد و بيست و شش تن ، و مجروين را ششصد و سي و چهار نفر ذكر كرد.

14- شمار كشته شدگان كه به بيمارستان جرجاني منتقل شده‌اند، به چهل و شش نفر رسيد و تعداد زخمي‌ها به علت كثرت آنها قابل شمارش نيست.



رویدادهای 22 بهمن1357

1- با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌اي با حضور بازرگان، بختيار و قره‌باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي‌گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.

2- واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.

3- نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان‌هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.

4- در پي درگيري‌هاي اخير، پزشكی قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده‌اند.

5- تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا،‌ راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.

6- نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره‌اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.

7- فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.

8- با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.

9- حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب‌نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.

10- رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي‌طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل‌سازي به جهت تمرد آنها بي‌نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بي‌نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني همه گير شده بود.

11- انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.

12- امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان‌هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه‌ها را نقش بر آب مي‌سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

13- مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره‌باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.

14- از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.

15- پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظامی مردم نقش مهمي داشتند‌، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.

16- به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.


17- آيت‌الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.


وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي‌دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي‌پرسيد: آيا هنوز امکان كودتا وجود دارد؟



 


رویدادهای 14بهمن 1357

رویدادهای 14 بهمن1357

1- حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

2- دانشجويان ايراني با حمله به سفارتخانه‌هاي ايران در آمريكا، لبنان و استراليا، نسبت به رژيم سلطنتي ايران ابراز انزجار كردند.

3- چهل تن ديگر از نمايندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.

دهه ی فجر بر فجر آفرینان انقلاب مبارک باد.

آداب روز جمعه

آداب روز جمعه

بدان كه جمعه، عيدِ مؤمنان است، و آن روزى است شريف كه خداى تبارك و تعالى اين امت را بدان اختصاص داده، و حضور در نماز جمعه را بخاطر همبستگى دلها و پاك شدن از گناهان واجب نمود، گرچه اكثر مؤمنان در اين زمان، از اين فريضة بزرگ، بي‌بهره بوده و در گمراهى آشكارى بسر مي‌برند.

و در اين روز ساعتى است كه بنده در آن ساعت هر چه از خدا بخواهد باو عنايت شود. لذا سزاوار است كه انسان از روز پنجشنبه با تميز نمودن لباسِ خود، و تسبيح و استغفار در شب جمعه خود را براى روز جمعه آماده نمايد، پس چون فجر روز جمعه دميد پس از اينكه سر را تراشيدى و ناخنهايت را كوتاه نمودى و شاربت را گرفتى، و بدن را از هر آنچه كه طبع از آن متنفّر است پاكيزه ساختى، و غسلِ جمعه نمودى، و با پوشيدن لباسِ سفيد كه محبوب‌ترين لباسها نزد خدا است، و خوشبو نمودن خود به بهترين بوي‌ها با آرامش و وقار به سوى مسجد حركت مي‌كنى و مي‌گوئى:

اَللّهُمَ مَنْ َتَهَيأَ وَ تَعَبَّأَ وَ اسْتَعَدَ لِوِفادَةٍ اِلى مَخْلُوقٍ رَجاء وَفْدِهِ وَ طَلَبَ نَيْلِهِ وَ فَواضِلِهِ وَ نوافِلِهِ فَاِلَيْكَ يا سَيِّدِى وَفادَتِى وَ اِعْدادِى وَ تَهِيأتِى وَ تَعَبْئتِى وَ اِعْدادِى وَ اسْتِعْدادِى، رَجاء وَفْدِك وَ جَوائِزِكَ وَ نَوافِلِكَ، فَلا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ رَجائِى يا مَنْ لا يُخَيَّبُ عَلَيْهِ سائِلٌ وَلا يَنْقُصُهُ نائلٌ، فَاِنّى لَمْ اَتِكَ الْيَوْمَ بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمْتَهُ وَلا شَفاعَة مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ، وَلكِنْ اَتيْتُكَ مُقِّراً بِالظُلّمِ وَ اْلِاسائَهِ، وَ لا حُجَّة لِى وَلا عُذْرَ، فَاَسْألُكَ يا رَبِّ اَنْ تُعْطِينِى مَسْأَلَتِى، وَ تُقَبِلَّنى بِرِغْبَتى وَلا تَرٌدَّنِى مَجْبُوراً وَ لا خائبَاً يا عَظْيمُ يا عَظْيمُ يا عَظْيمُ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِى خَيْرَ هذا الْيَوْمِ الّذى شَرَّفْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ، و تُغَسِلّنِى فِيْهِ عَنْ جَمِيْعِ ذُنُوبِى وَ خَطاياى، وَزِدْنِى مِنْ فَضْلِكَ اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهابَ.

و بدان كه سبقت مردمان به بهشت باندازة سبقت آنها براى نماز جمعه است، و چون داخل مسجدى شدى سعى كن در صف اوّل باشى ولى اگر پيش از تو كسانى آمده‌اند و جا گرفته‌اند از اينكه از ميان آنها يا وسط صفها خود را به صف اوّل برسانى خوددارى نما و كنار ديوار و يا ستونى بنشين تا كمتر رفت و آمد باشد، و تا دو ركعت نماز تحيّت مسجد را بجا نياورده‌اى منشين، و نافلة روز جمعه بيست ركعت است كه چهار ركعت از روزهاى ديگرى بيشتر است و در دعاء و تلاوت قران و خضوع و خشوع مبالغه نما، و چون امام جمعه براى اداء نماز جمعه خارج شد اگر به نماز و يا كار ديگرى مشغول هستى فوراً به آن پايان ده، و به جواب مؤذّن مشغول شو، پس از اذان به خطبه‌ها گوش فرا ده و از اينكه در ميان خطبه؛ سخنى بگوئى كاملاً پرهيز كن زيرا در خبر است كه اگر كسى در حاليكه امام مشغول خواندن خطبه است بدوستش بگويد «بي‌صدا» و يا «ساكت باش» لغو گفته و كسى كه در نماز لغو بگويد جمعه‌اى براى او نيست. زيرا همين گفتن «ساكت باش» خود كلام است، و لذا اگر مي‌خواهد ديگرى را از سخن گفتن باز دارد مي‌بايست كه با اشاره به او بفهماند، بعد همانطور كه قبلاً گفته شد به امام اقتدا كن، پس چون از نماز فارغ شدى و سلامِ نماز گفتى به تعقيبات و اذكارى كه رسيده مشغول شد و تا هنگام مغرب و يا عصر ملازمِ مسجد باشد تا آن ساعتِ شريفه‌اى را كه در روز جمعه است و معلوم نيست كدام ساعت است در حالى نيكوئى درك كنى. اميد كه با توجّه باين مراتب، آن ساعت را در حالى كه مشغول عبادت پروردگار و خاضع و خاشع در مقابل حضرتش هستى درك نمائى. و هيچگاه از روى نفاق و دوروئى در مسجد حاضر مشو هم چنين در مجالس علم كه حاضر مي‌شوى حضور بخاطر كسب علم باشد آنهم علمى كه نافعِ بحالت باشد زيرا هر علمى كه تو را از دنيا به آخرت نخواند، جهل از آن علم سودش بيشتر است، پس بخدا پناه ببر از علمى كه سودى بحالت نبخشد، و هنگام طلوع خورشيد، و نيمروز و هنگام غروب، و موقع گفتن اقامه و هنگامى كه خطبيب به منبر قدم مي‌نهد و هنگام قيامِ مردم براى نماز، بسيار دعا نما، اميد كه آن ساعتِ شريفه در يكى از اين اوقات باشد، و سعى كن كه در اين روز بهر اندازه كه در توانت هست صدقه بدهى. و از ايام هفته، جمعه را خاصِ آخرت قرار ده. اميد كه اين روز كفّارة بقيه روزهاى هفته باشد.

حیات اجتماعی امام رضا(ع)

حيات اجتماعى امام رضا عليه السّلام

دوران حيات و امامت امام هشتم اوج گيرى گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاى مردمى اين خاندان است.
چنان كه مى دانيم امام از پايگاه مردمى شايسته اى برخوردار بود و �در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مى كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مى راند... نشانه ها و شواهد تاريخى ثابت مى كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمى مكتب على عليه السّلام از جهت علمى و اجتماعى تا حدّى بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السّلام مسئوليت رهبرى را به عهده گرفت.
گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السّلام دو مرحله فعاليّت در سالهاى خلافت هارون و سالهاى خلافت مأمون را مى توان از يكديگر جدا كرد و براى هر يك از اين دو مرحله ويژگيهايى متمايز از ديگرى يافت، اما اگر به ويژگى عمومى اين دوران بنگريم، خواهيم ديد �هنگامى كه نوبت به امام هشتم عليه السّلام مى رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهى مى شود به مسأله ولايتعهدى . البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگى مى كردند. يعنى كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهى با پوشش كامل... مثلاً دعبل خزاعى كه درباره امام هشتم در دوران ولايتعهدى آن طور حرف مى زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده بود. جامعه اى كه دعبل خزاعى مى پرورد يا ابراهيم بن عبّاس را كه جزو مدّاحان على بن موسى الرضاست، يا ديگران و ديگران را، اين جامعه بايستى در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه داشته باشد. چنين نيست كه دفعتاً و بدون سابقه قبلى در مدينه و در خراسان و در رى و در مناطق گوناگون ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام را جشن بگيرند. اما قبلاً چنين سابقه اى نداشته باشد. آنچه در دوران على بن موسى الرضا عليه السّلام يعنى ولايتعهدى پيش آمد نشان دهنده اين است كه وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاى آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السّلام خيلى بالا بوده است. به هر حال بعد هم كه اختلاف امين و مأمون پيش آمد و جنگ و جدال بين خراسان و بغداد، پنج سال طول كشيد همه اينها موجب شد كه على بن موسى الرضا عليه السّلام بتوانند كار وسيعى بكنند كه اوج آن به مسأله ولايتعهدى منتهى شد.
حقيقت آن است كه در اين دوران، بدى اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاى خود بيفزايد، و فعاليتهاى خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاى او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاى منحصر به فرد و رفتار آرمانى كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاى مختلف حكومت اسلامى انجاميد. او خود يك بار زمانى كه درباره ولايتعهدى سخن مى گويد، به مأمون چنين اظهار مى دارد: اين مسأله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتى كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مى شد و گاه نيز بر الاغ خود مى نشستم و از كوچه هاى مدينه مى گذشتم، در حالى كه در اين شهر عزيزتر از من كسى نبود. در اين جا بسنده است سخن ابن مونسـدشمن امامـرا بياوريم كه به مأمون مى گويد: اى اميرمؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتى است كه به جاى خدا پرستش مى شود.
در چنين شرايطى و پس از آن كه حضرت رضا عليه السّلام بعد از پدر مسئوليت رهبرى و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاههاى مردمى خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اى حركت كند، نماينده اى به آن ديار گسيل مى داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتى وارد شهر مى شود مردم آماده استقبال و ديدار او باشند. سپس با گروههاى بسيار بزرگ مردم اجتماع برپا مى كرد و درباره امامت و رهبرى خود با آنان گفتگو مى فرمود. آنگاه از آنان مى خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاى گوناگون معارف اسلامى بدهد. سپس مى خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غيرمسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره پردازند.
پدران حضرت رضا عليه السّلام به همه اين فعاليتهاى آشكار مبادرت نمى كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمى رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاههاى مردمى خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السّلام اين مسأله امرى طبيعى بود، چرا كه پايگاههاى مردمى بسيار شده و نفوذ مكتب امام على عليه السّلام از نظر روحى و فكرى و اجتماعى در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه هميارى مى كردند افزايش يافته بود...
پس از آن كه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايى خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاى مردمى خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلى آنان با كار امام به اين معنى نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاههاى مردمى ، امام بخوبى مى دانست و اوضاع و احوال اجتماعى نشان مى داد كه جنبش امام عليه السّلام در حدّى نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاى گسترده اى كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيبانى مى كردند، امّا نظير اين پايگاهها به اين درد نمى خورد كه پايه حكومت امام عليه السّلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكرى پيچيده و عمومى بود و از قهرمانى عاطفى نشانى داشت. اين همان احساسهاى آتشين بود كه روزگارى پايه و اساسى بود كه بنى عبّاس بر آن تكيه كردند و براى رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاهها و مانندهاى آن به درد آن نمى خورد كه راه را براى حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.
از اين روى مى بيينم كه بيشتر قيامهايى كه مسلمانان و پيروان با اخلاص، با نظريه امام على عليه السّلام برپا كردند، در تناقضها و اختلافهاى داخلى نابود مى شد و يا غالباً انشعاب مى كردند و از يكديگر جدا مى شدند و احياناً با يكديگر در جنگ و ستيز بودند. علت اين امر بسى ساده بود. با اين توضيح كه همه پايگاهها از نظريه امامان آگاه نبودند و اوضاع اجتماعى و موضوعى را درك نمى كردند. بلكه قيامهايشان غالباً عاطفى و آتشين بود، نه آگاهانه و نضج يافته. پس طبيعتاً عواطف و احساسها نمى توانست بناى حقيقى اسلام قرار گيرد؛ چه، بناى حقيقى براساس آگاهى كامل از هدف استوار است.
امام رضا عليه السّلام در اين مرحله خود را آماده آن مى كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلى كه او خود مطرح كرده بود و خود مى خواست نه در شكلى كه مأمون اراده مى كرد و در آن شكل ولايتعهدى را به او عرضه داشت و او آن را ردّ كرد و نخواست.
اين تصويرى است از دوران امام كه مى تواند در تفسير دو رخداد مهمّ يعنى مسأله ولايتعهدى و نيز مسأله پيشنهاد خلافت به امام از سوى مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيرى ديگر، مى توان گفت تنشهاى موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايى از طوفانى بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموى و از سوى دو خاندان مهمّ علوى و عبّاسى برپا شده بود. در ميان چنين طوفانى بود كه قدرت طلبان خاندان عبّاسى بر اسبهاى لجام گسيخته خود مى نشستند و هرگونه كه مى خواستند به سوى هدف خودـو با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مى كندـمى راندند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاى مردم خنجرى هم از پشت به خاندان علوى مى زدند و پس از آن ميوه اى را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ درمى ربودند.
خاندان عبّاسى از سويى از نام آل محمّد(ص) سوءاستفاده مى كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكى طرز كار يا تبليغاتشان با آل على ، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مى كردند كه همان خط آل على هستند. حتّى لباس سياه بر تن مى كردند و مى گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيى است، و عدّه اى حتّى از سرانشان، خيال مى كردند كه دارند براى آل على كار مى كنند.
از سويى ديگر نيز همين خلفاى خاندان عبّاسى از همان روزهاى نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مى دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايى كه از همان دوران آغازين حكومت عبّاسى عليه بنى الحسن به عمل آمد، گواهى بر اين ترس و وحشت عبّاسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهى ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامى كه به جنگ با محمّد بن عبدالله و برادرش ابراهيمـاز علويانـمشغول بود شبها را نمى خوابيد، حتى در همين زمان دو كنيز براى او آوردند كه آنها را ردّ كرد و گفت: امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كارى نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آنِ من و يا سرِ من از آنِ ابراهيم مى شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزونى اندوه نمى توانست درست سخن خود را پى گيرد.
اين نگرانى در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگرانى مهدى و هارون عبّاسى بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السّلام آن زندانهاى سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسأله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاى فراوانى سرتاسر ولايتها و شهرهاى بزرگ اسلامى را دربرگرفته بود تا جايى كه مأمون نمى دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حلّ مسأله بپردازد. او مى ديد و از اين رنج مى برد كه سرنوشتش و سرنوشت خلافتش در معرض تندبادهايى قرار گرفته كه از هر سو بر آن مى تازد.
مأمون در كنار اين ترس و نگرانى از هوشى سرشار، فهمى قوى ، درايتى بى سابقه، شجاعتى كم نظير و جدّيتى راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكارى تازه بر روى صحنه آورد و امام هشتم را با تجربه اى بزرگ روياروى سازد و مسأله ولايتعهدى را پيش آورد، هر چند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السّلام او را ناكام ساخت.

پیام تسلیت

شهادت امام هشتم برهمگان تسلیت باد.