پیام تسلیت

پنداشته اند كه ما ز خاموشانيم

همرنگ جماعت فراموشانيم

ما آرزوي كرب و بلا را داريم

با ياد حسينمان كفن پوشانيم

 

فرارسیدن ماه محرم برتمامی دوستداران حسین(ع) تسلیت باد.

عید غدیر مبارک.

غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند و کسانی که جلو رفته اند برگردند.
غدیر یعنی باولایت حرکت کردن.

برو ای گدای مسکین .. در خانه ی علی زن .. که نگین پادشاهی .. دهد از کرم گدا را ...

تمام لذت عمرم در اين است كه مولايم اميرالمومنين(ع) است.

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد.


 

                                       (( عید غدیر خم برهمگان مبارک))

پیام تبریک عید قربان

عید سعید قربان برتمامی مسلمانان جهان مبارک.

نگرشی بر دعای "عرفه" صحیفه سجادیه

نگرشی بر دعای "عرفه" صحیفه سجادیه

عرفه، روز معرفت و شناخت و روز خودشناسی و خداشناسی است.

عرفه، روز رحمت و مغفرت الهی است. روز بهره گیری از رحمت واسعه الهی است، هر کس به اندازه معرفت و شناختش، باید دست راز و نیاز به سوی حضرت حق بلند کند و مناجات و استغفار نماید.

سخن گفتن با خدا و راز و نیاز به درگاه الهی را باید از مکتب امام سجاد(ع) آموخت، زیرا آن حضرت (ع) در این روز با اشک دیده و قلب شکسته و نیت خالص به درگاه الهی مناجات می کرد و دعای عرفه را زمزمه می نمود.

هدف اصلی این دعا، تقرب به درگاه الهی است. حضرت امام سجاد(ع) برای آن که شیعیان به آن هدف دست یابند و برای بالا بردن سطح معرفت و شناخت شیعیان در زمینه خداشناسی، امامت و توبه و دوری از گناه، دعای عرفه را دراین سه محورانشاء نموده است.

همچنین برای تقرب به درگاه الهی نیاز به مقدماتی است که مهمترین آنها عبارتند از: 1- شناخت خدا 2- شناخت امام معصوم(ع) به عنوان این که بهترین واسطه ارتباط ما با خداست 3- با توبه واستغفار، موانع تقرب- که گناه و معصیت باشد- را برطرف کردن.

دراین مقاله سعی شده با نگرشی اجمالی به دعای عرفه امام سجاد(ع) مطالبی دراطراف این سه محور ارائه شود تا در روز عرفه هرچه بیشتر از معارف این دعای شریف بهره ببریم.

1- خدا شناسی

حضرت امام سجاد(ع) در بخش نخست دعای عرفه به مسئله خدا شناسی می پردازد و ضمن حمد و ستایش و تسبیح و تقدیس خدای متعال به موضوعاتی چون: توحید، علم، قضا و قدر، خالقیت و برخی از صفات الهی اشاره می کند.

در نخستین فرازهای دعا، امام (ع) با اقرار به وحدانیت و یگانگی خدا به" توحید" اشاره می کند و می فرماید:

"الحمدالله رب العالمین... انت الله لااله الا انت، الاحد المتوحد الفرد المتفرد."

سپاس خدایی را که پروردگار جهانیان است، تویی خدایی که پرستش شده ای جز تو نیست یکتای تنهای یگانه ی بی مانندی.

در این فراز و فرازهای بعد، آن امام (ع) بیش از ده بار با کلمه " لااله الا الله" که مشهور به کلمه "توحید" است، ضمن اقرار به وحدانیت خدا، به یکی از ارکان خداشناسی که همان توحید و وحدانیت خدا باشد، اشاره می کند.

یکی دیگرازصفات الهی که در دعای عرفه به آن اشاره شده،" علم الهی" است. علم خدا تمام امور را در بر می گیرد، خواه جزیی باشد یا کلی، گذشته باشد یا حال و آینده، پنهان باشد یا آشکار، فرقی نمی کند. درهر صورت یکی از مسائل مهم خداشناسی است که بدون آن، خداشناسی کامل حاصل نمی شود.  و می توان گفت معرفت خدا از هر طریق حاصل شود همگام با آن معرفت به علم خدا نیز حاصل می شود.

امام سجاد(ع) در فرازی دراین زمینه می فرماید:

"ولایعزب عنه علم شی." علم چیزی از او پنهان نمی باشد.

"سبحانک، خضع لک من جری فی علمک." منزهی، هرچه علم تو بدان تعلق گرفته است برای تو فروتنی کند.

از دیگرصفات خدا که در دعای عرفه امام مطرح شده،" خالقیت" است امام (ع) در فرازی با نفی شریک و وزیر در خلقت مخلوقات به مسئله توحید در خالقیت اشاره می کند و می فرماید:

" انت الذی لم یعنک علی خلقک شریک و لم یوازرک فی امرک وزیر، و لم یکن لک مشاهد ولا نظیر."

­ تویی آن که در آفریدنت شریک و انبازی یاریت نکرده و در کار تو  وزیر و معاونی تو را یاری ننموده، و بیننده و مانندی برای تو نبوده است.

در فرازی دیگر امام(ع) با اشاره به قضا و قدر الهی واراده و مشیت خدا می فرماید:

"سبحانک، قولک حکم و قضاوک حتم، و ارادتک عزم، سبحانک لا راد لمشیتک، ولامبدل لکلماتک."

منزه و پاکی! گفتارت حکمت و دانایی، و فرمانت واجب و لازم است و اراده و خواستت همان قصد است. منزه و پاکی! مشیت و خواستت را باز گرداننده ای نیست و کلماتت را تغییر دهنده ای نمی باشد."

در فرازهایی که گذشت امام (ع) با یاد آور شدن توحید و صفاتی چون: علم، خالقیت، تدبیرعالم، قضا و قدرو... شناخت و معرفتی نسبت به خدا و عظمت وی در دل و جانمان ایجاد نمود که نتیجه این شناخت، بروز حالات خاص روانی و رفتاری نظیر حالت شکر و سپاس به درگاه الهی است که با توجه به منعم بودن خدا و شناخت او به عنوان ولی نعمت در انسان به وجود می آید. از این رو امام (ع) در فرازهای فراوان دیگر به حمد و ستایش خدا می پردازد و عرض می کند:

" لک الحمد حمداً یدوم بدوامک."

سپاس شایسته توست، سپاسی که به همیشگی تو دوام داشته باشد.

 "حمداً لم بحمدک خلق مثله، ولا یعرف احد سواک فضله."

سپاسی که آفریده شده ای مانند آن، تو را سپاس نگزارده باشد و کسی جز تو فضل و برتری آن را نشناسد.

بعد از حمد و ستایش خداوند امام سجاد(ع) در فرازهای فراوانی صلوات برمحمد (ص) و آل آن حضرت می

فرستد و می فرماید:

" رب صل علی محمد وال محمد، المنتجب المصطفی المکرم المقرب، افضل صلواتک و بارک علیه اَتمَّ برکاتک و ترحم علیه امتع رحماتک."

ای پروردگار بر محمد و آل محمد که برگزیده، پسندیده، گرامی و مقرب است بهترین درودهای خود را بفرست، و کامل ترین نیکی هایت را براو افزونی ده، و سودمندترین مهربانی هایت را به او ببخش.

" صلوات" یکی از اذکار مهم و دارای فضیلت بسیار است که خداوند متعال در قرآن کریم به این ذکرمهم امر نموده است: "ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما." (احزاب/56)

خدا و فرشتگانش بر پیامبردرود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید، براو درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم ( فرمان او) باشید.

یکی از فضایل صلوات این است که سبب استجابت دعا می شود. امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه درموارد زیادی در آغاز فرازها، جهت برآورده شدن حاجات برمحمد و آل محمد(ص) صلوات می فرستد.

"و صل علی محمد و اله... واجعل ذلک عونا لی و سببا لنجاح طلبتی."

و بر محمد (ص) و خاندان او درود فرست، و آن را کمک من و مایه برآمدن حاجتم قرار ده.

2- امام شناسی

بحث امام شناسی یکی از مباحث بسیار مهمی است که در دعای عرفه به آن اشاره شده است. از آنجا که انسان نمی تواند بدون راهنما و برنامه مشخص به کمال و هدف نهایی که قرب به خداست، برسد ازاین جهت خداوند انبیاء و ائمه معصومین را فرستاده است.

در برکت وجود آنان همین بس که اگر ائمه علیهم السلام  نبودند، از اساس اسلام خبری نبود. انحرافاتی که بلافاصله پس از رحلت رسول خدا(ص) پدید آمد دلیل خوبی براین مدعا است. اگر تلاش و زحمات ائمه معصومین علیهم السلام نبود، امروز ما نشانی از حقایق اسلام نداشتیم.

حتی آنچه در بین اهل سنت ازحقایق اسلام باقی مانده به برکت ائمه هدی (ع) می باشد. امام سجاد(ع) دراین مورد می فرماید:

"اللهم انک ایدت دینک فی کل اوان بامام اقمته علما لعبادک، و مناراً فی بلادک بعد ان وصلت حبله بحبلک، و جعلته الذریعة الی رضوانک."

بارخدایا! به هر روزگار بر روی زمین، دین تو در سایه بنده ای از بندگان برگزیده تو پناه گیرد و در حمایت وی تایید و تشدید گردد، این بنده برگزیده تو امام مردم باشد و اقوام و ملل را به سوی رضوان تو هدایت کند زیرا رشته ای با رشته تو مربوط دارد.

همچنین از دیگر برکات وجود مقدس ایشان این است که به عنوان وسیله ودستاویز در راه رسیدن به خدا و سعادت اخروی انسان را کمک می کند.

"وجعلتهم الوسیلة الیک والمسلک الی جنتک."

و ایشان را دست آویز به سوی خود و راه به بهشت خویش گردانیدی.

اهمیت ویژگی فوق- رسیدن انسان به خدا به واسطه امام(ع)- به اندازه ای است که امام سجاد(ع) این ویژگی را در دعاهای دیگر برای " توحید" برمی شمارد و می فرماید:

"وسیلتی الیک التوحید."

دست آویزم به سویت توحید و یگانه دانستن تو است.

بنابراین با توجه به رسالت عظیم فوق، امام سجاد(ع) در مورد ویژگی ها و خصوصیات ائمه معصومین علیهم السلام  می فرماید:

"رب صل علی اطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرک، و جعلتهم خزنة علمک، و حفظة دینک، و خلفائک فی ارضک، و حججک علی عبادک، و طهرتهم من الرجس والدنس تطهیرا بارادتک و جعلتهم الوسیلة الیک و المسلک الی جنتک."

پروردگارا! بر پاکان خاندان محمد صلوات بی شمار باد. برآن پاکدامنان و پاکدلان رحمت فرست که کلید داران خزانه علم تو و نگهبانان دین تو و مظاهر کامل تو در زمین و حجتهای فروزان تو بر بندگان تو باشند. تو هم آنان را برگزیده ای و هم از پلیدیها برکنارشان داشته ای و مقرر فرموده ای که میان تو و بندگان تو وسیله باشند و به سوی بهشت تو راه بنمایند.

دراین فرازها امام(ع) به ویژگیهای مهمی از ائمه معصومین (ع) اشاره نموده است که عبارتنداز:

1- هادیان وراهنمایان انسان ها، به راه سعادت و نیک بختی هستند.

2- خزانه داران علم الهی هستند.

3- حافظان دین هستند.

4- جانشینان خدا در زمین هستند.

5- حجتهای خدا بر بندگان هستند.

6- معصوم و پاک ازهر پلیدی و نا پاکی هستند.

7- ایشان وسیله رسیدن انسان به خدا هستند.

وظایف مردم در برابر امام

شیعیان در برابر ائمه معصومین علیهم السلام دارای وظایف فراوانی هستند که امام سجاد (ع) به برخی از آنها در دعای عرفه اشاره نموده است.

از جمله می فرماید:

"وافترضت طاعتة، و حذّرت معصیته، و امرت بامتثال اوامره، والانتهاء عند نهیه والا یتقدمه متقدم، ولا یتاخرعنه متاخر، فهوعصمة اللائذین، و کهف المومنین، و عروة المتمسکین، و بهاء العالمین."

خدایا! فرمان داده ای که بندگان تو از امام خویش پیروی کنند و بدین پیروی حق بندگی خود بگذارند و رضای ترا بدست آورند. فرمان داده ای که فرمانش بپذیرند و از آنچه نهی فرموده بپرهیزند و بر گفتارش پای نگذارند و از دستورش پیشی نجویند.

"واجعلنا له سامعین مطیعین، و فی رضاه ساعین، و الی نصرته و المدافعة عنه مکنفین."

و ما را در برابر فرمان وی ( امام ) شنوا و پذیرا گردان و چنان کن که در رضایتش بکوشیم و به یاریش بشتابیم و تا آنجا که توانیم از وجود عزیزش در روز حادثه دفاع کنیم.

از دیگر وظایفی که امام سجاد (ع) برای شیعیان بیان فرموده است وظایف زمان غیبت امام (ع) است.

"اللهم و صل علی اولیائهم المعترفین بمقامهم المتبعین منهجهم المقتفین اثارهم المستمسکین بعروتهم المتمسکین بولایتهم الموتمین بامامتهم المسلمین لامرهم المجتهدین فی طاعتهم المنتظرین ایامهم المادین الیهم اعینهم..."

"بار خدایا درود فرست بر دوستان ایشان که به مقام و مرتبه آنان اقرار دارند، راه روشن شان را پیروی می نمایند، دنبال آثار و نشانه هاشان می روند، به دستاویزشان چنگ می زنند، به دوستی شان تمسک می جویند، به امامت و پیشوایی شان اقتدا می نمایند، برای امر و فرمانشان تسلیم و فرمانبر هستند، در طاعت و پیروی شان می کوشند، ایام روزگار ( دولت و ظهور خلافت) ایشان ( ایام حضرت امام زمان(ع)) را انتظار دارند و چشمهایشان را به سوی آنان دوخته اند."

همان طور که ملاحظه می شود یکی از وظایف شیعیان در زمان غیبت امام زمان(ع)، انتظار در ظهور آقا امام زمان(ع) است. البته این حالت باید به گونه ای باشد که وقتی امام زمان(ع) تشریف آوردند، آن چه به ما دستور می دهند، بدون چون و چرا پذیرا باشیم، آماده باشیم که در خدمت آن حضرت از مال و جان و همه دلبستگی های خود بگذریم  و همه را در اختیار ایشان قرار دهیم. آیا این گونه هستیم؟ چنین آمادگی را در خود می بینیم؟ بکوشیم تا خود را تا این مرحله از شناخت و معرفت برسانیم تا از قافله جانان عقب نمانیم.(ان شاالله)

3- توبه

بخش دیگر دعای عرفه، مسئله اقرار و اعتراف به گناه، به پیشگاه الهی و توبه و بازگشت از گناه و انجام دادن عمل نیک  است.

خداوند دوست دارد که بندگان او به گناهان خود اعتراف کنند. اظهار ذلت و اعتراف به گناه در پیشگاه الهی برای خدا، نفعی ندارد و به این وسیله، چیزی برای خدا حاصل نمی شود که قبلاً فاقد آن بوده است. انسان کوچکتر از آن است که بتواند با اعمال خود در خدا اثری ایجاد کند. ما هر چه گناه کنیم یا هر چه او را اطاعت نماییم در خدا تاثیری ایجاد نمی شود، بلکه اگراو را عبادت کنیم او با فیاضیت خود، ایمان و معرفت ما را بیشتر می کند و موجب می شود ما حالاتی معنوی پیدا کنیم.

دراین قسمت امام (ع) یاد می دهد که با اقرار به گناه و شرمساری از رفتارهای ناپسند خویش چگونه ازگناه بیزاری بجوییم واز این طریق به حقیقت پاک و به دوراز گناه رو آوریم.

امام(ع) در فرازهای پی در پی به این مسئله اشاره می کند و می فرماید:

"انا المسییء المعترف الخاطیء العاثر، انا الذی اقدم علیک مجترئا."

بد کردارم و اقرار دارم، و زشت رفتارم و لغزش خورده. منم که با تو گستاخی کردم.

اقرار واعتراف به اعمال ناشایست نوعی محاسبه نفس است که سبب می شود انسان دروجود خویش بازنگری کند و نسبت به اعمال ورفتارش مراقبت بیشتری داشته باشد و در مقام عمل نیز با احساس کمبود و نیاز به ترک رذایل و انجام فضایل زمینه را برای رسیدن به زندگی پاک فراهم نماید.

"فاحینی حیوة طیبة تنتظم بما ارید، و تبلغ بی ما احب من حیث لا اتی ما تکره، ولا ارتکب ما نهیت عنه."

مرا آنچنان زنده بدار که زندگی من با طهارت و تقوی بگذرد و مرور ایام به کام من باشد، و آنچه نمی پسندی به جا نیاورم و آنچه  نهی کرده ای مرتکب نشوم.

بنابراین انسان با توبه حقیقی به پیشگاه الهی احساس سبک باری می کند و با امید به عفو و رحمت الهی به زندگی شایسته اقدام می کند.

"و تب علی توبة نصوحا ولا تبق معها ذنوبا صغیرة ولا کبیرة، ولا تذرمعها علانیة ولا سریرة."

مرا به توبه خالص و پاکیزه توفیق ده  که گناهان کوچک و بزرگ را با آن باقی نگذاری، و گناهان آشکار ونهان را با آن واگذاری.

به امید آن که همه ما در روز عزیز عرفه موفق به مناجات خالصانه و عاشقانه با معبود یکتا شویم و با واسطه قراردادن ائمه معصومین (ع) و با اشک چشم و عطر روح بخش توبه، غبار گناه و معصیت را از دل وجانمان بشوییم.

منبع :

 دعای 47 صحیفه سجادیه.

سردار 13ساله دفاع مقدس ،شهید بهنام محمدی:

                                      

شهید بهنام محمدی

اولین رزمنده شهید١٣ساله جنگ تحمیلی

محل تولد:شهرستان مسجدسلیمان

تاریخ تولد:١٢/١١/١٣۴۵

محل شهادت:خرمشهر براثر برخورد ترکش خمپاره به قلب

تاریخ شهادت:٢٨/٧/۵٩

محل دفن:قبل از ١٣ ابان٨٩گلزار شهدای کلگه مسجدسلیمان

             بعد از ١٣ ابان٨٩ قطعه شهدای گمنام  مسجدسلیمان


بهنام در تاریخ 12/11/1345 در منزل پدر بزرگش در خرمشهر به دنیا آمد ریزه بود و استخوانی اما فرز چابک بازیگوش و سرزبان دار.شهریور 59 بود که شایعه حمله عراقی ها به خرمشهر قوت گرفته بود خیلی ها دا شتند شهر را ترک می کردند باور نمی کرد که خرمشهر دست عراقی ها بیفتد اما جنگ واقعاً شروع شده بود بهنام تصمیم گرفت بماند بمباران هم که می شد بهنام 13 ساله بود که می دوید و به مجروحین می رسید.از دست بنی صدر آه می کشید که چرا وعده سر خرمن میدهدمدافعین شهر با کوکتل مولوتف و چند قبضه سلاح (کلاش و ژ3) مفابل عراقی ها ایستاده بودند بعد رئیس جمهور گفته بود که سلاح مهمات به خرمشهر ندهید بهنام عصبانی بود مردم در شلیک گلوله هم باید عنایت می کردند به سقوط خرمشهر چیزی نمانده بود بهنام میرفت شناسایی چند بار او گفته بود ((دنبال مامانم می گردم گمش کردم)) عراقی ها فکر نمی کردند بچه 13 ساله برود شناسایی رهایش میکردند .یکبار رفته بود شناسایی عراقی ها گیرش انداختند و چند تا سیلی آبدار به او زدند جای دست سنگین مامور عراقی روی صورت بهنام مانده بود وقتی بر می گشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود هیچ چیز نمی گفت فقط به بچه ها اشاره می کرد عراقی ها کجا هستند و بچه ها راه می افتادند یک اسلحه به غنیمت گرفته بود با همان اسلحه 7 عراقی را اسیر کرده بوداحساس مالکیت می‌کرد. به او گفتند باید اسلحه را تحویل دهی. می‌گفت: به شرطی اسلحه را می‌دهم که حداقل یک نارنجک به من بدهید. پایش را هم کرده بود در یک کفش که یا این یا آن. دست آخر یک نارنجک به او دادند. یکی گفت: «دلم برای اون عراقی‌های مادر مرده می‌سوزه که گیر تو بیفتند.» بهنام خندید...
نوجوان شهید «بهنام محمدی راد» در بهمن ماه سال ۱۳۴۵در محله کوت شیخ خرمشهر به دنیا آمد، از همان دوران کودکی، با سختی‌ها و دشواری‌های زندگی آشنا و موجب شد تا برای مبارزات عالی و ارزشمند در عرصه زندگی آمادگی بیشتر به دست آورد.

وی با وجود همه سختی‌ها با کار، فعالیت و حرفه آموزی انس یافت و کارهایی چون خیاطی، تعمیر ماشین و تعمیر رادیو و تلویزیون را فرا گرفت. بهنام پس از انقلاب در تعمیرگاه سپاه ‌پاسداران به عنوان شاگرد مکانیک مشغول به همکاری شد.
در دوران دفاع مقدس و هجوم دشمنان به خرمشهر، راه مبارزه با متجاوزان را در پیش گرفت، او با همان جسم کوچک اما روح بزرگ و دل دریایی‌اش به قلب دشمن می‌زد و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به صف اول نبرد می‌رساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند.
بهنام چندین بار نیز به اسارت دشمن درآمد؛ اما هر بار با توسل به شیوه‌ای از دست آنان گریخت و باز به نبرد و دفاع پرداخت. او با بهره گیری از توان و جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار می‌داد.
علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت، به گونه ای که اینگونه سفارش کرده بود: از بچه‌ها می‌خواهم که نگذارند امام تنها بماند و خدای ناکرده احساس تنهایی بکند.

سفارش بهنام به بچه ها

از همان دوران کودکی با سختی‌ها و دشواری‌های زندگی آشنا شد و موجب شد تا برای مبارزات عالی و ارزشمند در عرصه ی زندگی آمادگی بیشتر به دست آورد.

به رغم همه‌ی سختی‌ها با کار، فعالیت و حرفه آموزی انس یافت و کارهایی چون خیاطی، تعمیر ماشین و تعمیر رادیو و تلویزیون را فرا گرفت، بهنام پس از انقلاب درتعمیرگاه سپاه‌پاسداران به عنوان شاگرد مکانیک مشغول به همکاری شد.

دردوران دفاع مقدس و هجوم دشمنان به خرمشهر راه مبارزه با متجاوزان را در پیش گرفت،اوبا همان جسم کوچک اما روح بزرگ و دل دریایی‌اش به قلب دشمن می‌زد و باوجود مخالفت فرماندهان، خود رابه صف اول نبرد می‌رساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند.

چندین بارنیزبه اسارت دشمن درآمد اما هربار با توسل به شیوه‌ای از دست آنان گریخت و باز به نبرد و دفاع پرداخت.

بهنام بااستفاده ازتوان و جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار می‌داد، در یکی از مصاحبه‌هایش از پدر و مادرها خواسته بود که بچه‌های خود را اهل مبارزه و جنگ و جهاد بار آورند.

بهنام، به بچه‌ها اینگونه سفارش کرده بود: از بچه‌ها می‌خواهم که نگذارند امام تنها بماند و خدای ناکرده احساس تنهایی بکند و در هر کاری خدا را فراموش نکنند و به خدا توکل کنند.

آن مبارز شجاع و پرتلاش همچنین کار رساندن مهمات به سایر رزمندگان اسلام را نیز انجام می‌داد و گاه آنقدر نارنجک و فشنگ به بند حمایل و فانسقه خود آویزان می‌کرد که به سختی این سو وآن سو می‌رفت، حضورش به دیگر رزمندگان روحیه می‌داد و تلاش بی‌امان و بی‌وقفه‌اش عرصه را بردشمن تنگ می کرد.

بهنام محمدی نوجوان ‪ ۱۳ساله خرمشهری در نخستین سال جنگ تحمیلی عاقبت بر اثراصابت ترکش خمپاره در خرمشهر به شهادت رسید.

مادر بهنام در بیان خاطره‌ای ازاین شهید آورده‌است: ” هنگام شروع جنگ تحمیلی بهنام ‪ ۱۳سال و هشت ماه داشت، نخستین فرزندم بود، او در ‪ ۱۲سالگی به من می‌گفت “می خواهم طوری باشم که در آینده سراسر ایران مرا به خوبی یاد کنند و به قهرمان ملی باشم”.

” بهنام را به مدرسه نبردم چرا که پدرش نمی‌گذاشت، او را به تعمیرگاه سپاه به همراه برادرش فرستادم تا کاری یاد بگیرد، در ایام جنگ می‌گفت:
مادر دلم می‌خواهد بروم پیش امام حسین(ع) و بدانم که چگونه شهید شده” ” بهنام آرزوی شهادت در دلش شعله ور بود، او به من کاغذی نشان داد که درباره غسل شهادت در آن نوشته بود و گفت: مامان مرا غسل شهادت بده زیرا می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می‌ترسم عراقی ها تو را ببرند، مادر اگر شهید بشوم برایم گریه می‌کنی؟
یکی ازهمرزمانش برایم تعریف کرد که 28/7/59  نزدیک فروشگاه فرهنگیان در خیابان آرش خرمشهر ترکشی خورد و شهید شد.


زندگینامه بسیجی شهید ناهید فاتحی کرجو

(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)



ولادت و معرفت به معبود

ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ  می کرد.

ناهید کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می­برد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه می­کنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر می­شوم».

 

نوجوانی از جنس ایمان و شهامت

با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.

روزی با دوستانش به قصد شرکت در


 تظاهرات علیه رژیم به خیابان های اصلی شهر رفت. لحظاتی از شروع این خیزش مردمی نگذشته بود که مأموران شاه به مردم حمله کردند. آنها ناهید را هم شناسایی کرده بودند و قصد دستگیری او را داشتند که با کمک مردم از چنگال آن دژخیمان فرار کرد. برادرش می گوید؛ «آن شب ناهید از درد نمی توانست درست روی پایش بایستد. بر اثر ضربات ناشی از باتوم، پشتش کبود رنگ شده بود». 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغازکرد. شروع این همکاری، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهک کومله را که زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.

 

راهی به سوی آسمانی شدن

ناهید علاوه بر همکاری با بسیج وسپاه بیشتر وقتش را به خواندن کتاب های مذهبی و قرآن و انجام فعالیت های اجتماعی می گذراند.

اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پیدایش نمی کند. خبری از ناهید نبود! انگار که اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت. تا اینکه بالاخره از چند نفر که ناهید را می شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید که: چهار نفر، ناهید را دوره کرده، به زور سوار مینی بوس کردند و بردند! 

بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند که: اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه هایتان را هم می­کشیم

.

زخم ستاره

چند وقتی از ربوده شدن ناهید گذشته بود که خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینکه «این جاسوس خمینی است!» همه جا پخش شد. یک روستایی گفته بود: آنها سر دختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند . گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر اینکه به خمینی توهین کنی!.

او ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند. اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد.

از روز ربوده شدن او یازده ماه می گذشت که پیکر بی جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.

وقتی جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می کرد و چندین بار از هوش رفت. پیکر آغشته به خون ناهید اگر چه دیگر صدایی برای فریاد زدن و جانی برای فدا کردن در راه انقلاب نداشت اما کتابی مصور از ددمنشی ضد انقلاب بود. زنان سنندجی با دیدن آثار شکنجه بر بدن ناهید و سر شکسته و تراشیده اش، به ماهیت اصلی ضد انقلاب، بیش از بیش پی برده و با ایمان و بصیرتی بیشتر به مبارزه با آنان پرداختند.

 

تهران، سفر آخر

شرایط حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهک­ها بر مردم، فشار زایدالوصفی که به خانواده شهید رفته بود مادر شهید را بر آن داشت به تهران هجرت کند و پیکر شهید ناهید کرجو، شهید مظلوم سنندجی را در قطعه شهدای انقلاب بهشت زهرای تهران دفن نماید. 

چند سال بعد، مادر از اندوه فراق ناهید، بیمار شد و از دنیا رفت. برادر ناهید می گوید: مادرم در تهران ماند و با بچه های کوچک و وضعیت بد اقتصادی مجبور به کار شد. دوران سختی را گذراندیم اما مادر دلخوش بود که نزدیک ناهید است. دلش خوش بود که دیگر لازم نیست کوه به کوه، دشت به دشت و آبادی به آبادی دنبال ناهید بگردد.

 

و اینک ...

اینک نوجوانان و دختران ایران اسلامی باید بدانند که وقتی ناهید فاتحی کرجو به شهادت رسید بیش از هفده سال نداشت اما اکنون بعد از گذشت سی سال از شهادتش، نامش به برکت متعالی بودن هدف و ارزش هایش زنده و شیوه زندگی­ اش الگویی برای زنان مجاهد است.

 اگر در صدر اسلام سمیه زیر شکنجه جاهلان عرب حاضر به نفی وحدانیت خدا نشد و در دفاع از اعتقادات راسخ خود شهادت را برگزید، امروز زنان موحد، الگویی نزدیکتر را پیش رو دارند. دختر نوجوان شجاعی که تحمل شکنجه­های طاقت فرسا را بر توهین به امام خود ترجیح داد و در مسیر ایستادگی و در دفاع از آرمان­ها و اصول متعالی اسلامی، شهادت را برگزید، و او کسی نیست جز سمیه ی کردستان شهیده ناهید فاتحی کرجو.

شهادت امام محمدباقر(ع) برتمام شیعیان جهان تسلیت باد.

                               اى كاش بر قبرت حرم سازیم امامم

                  بر گنبدت پرچم بیافرازیم امامم

                   آییم پابوس و تو را زوّار گردیم

                   ما بى كسان هم لایق دیدار گردیم


       باقر(ع) از فرط غمت افسرده گشتیم
  از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم
    هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته
 سنگینى داغت دل ما را شكسته


                               

شهادت مظلومانه زائران خانه خدا توسط مأموران آل سعود

شهادت مظلومانه زائرين خانه خدا در حرم امن الهی :


در روز ششم ذيحجه سال 1407 هجري قمري هنگامي كه بيش از 150 هزار زائر در خيابانهاي مكه براي شركت در مراسم برائت از مشركين حركت كردند، مأمورين دولت سعودي با انواع سلاحهاي سرد و گرم به سركوبي تظاهر كنندگان پرداختند. در اين واقعه حدود 400 نفر از حجاج ايراني، لبناني، فلسطيني، پاكستاني، عراقي و ديگر كشورها به شهادت رسيد و حدود 5000 نفر مجروح و عده ‎اي بي‎گناه دستگير شدند.
حرمت حرم امن الهي در روز جمعه در ايام مبارك حج، در ماه حرام شكسته شده بود. آثار خشم امام خميني (ره) از اين جسارت و اندوه عميق ايشان از اين كه مصالح امت اسلامي و شرايط جهان اسلام مانع از اقدام عمومي مي‎شد، تا روزهاي آخر عمر امام در كلام و پيامش آشكار بود. "ادب حج، برادرى و ايجاد محبت و وحدت است. فرصت ايجاد وحدت بين ملتهاى اسلامى و شعوب اسلامى، فقط در حج فراهم مى شود. اين همه انسان از اقصى نقاط عالم، همه به عشق كعبه، به عشق مرقد پيغمبر، به عشق ذكر الهى، به عشق طواف و سعى، خود را به آن جا رسانده اند؛ اين فرصتِ برادرى، مغتنم است.
امروز يكى از اهداف اساسى استكبار جهاني در دنياى اسلام ايجاد اختلاف است؛ بهترين وسيله هم ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى است.

تلاش دانشمندان اسلامي همواره اين بوده است كه جامعه به سوي اجراي درست و كامل عبادات اسلامي رهنمون شود. از جمله اين عبادات اعلام برائت از مشركان در موسم حج است اين موضع گيري معنوي جهان اسلام در برابر نظام سلطه و شياطين شرق و غرب، اساسي ترين اصل سياست خارجي امت اسلامي را در برابر كفار و مشركان و منافقان تشكيل مي دهد كه نمايندگان واقعي امت اسلامي يعني همان حجاج و زائران خانه خدا در سراسر جهان اسلام آن را به گوش سران مستكبر خصوصاً آمريكا مي رسانند، گرچه مسلمين همواره با كارشكني دشمنان خصوصاً حكومتهاي به ظاهر اسلامي اما در باطن ستيزه جو با اسلام روبرو بوده اند و حج بيش از ساير عبادات در معرض توطئه ها ودسيسه هاي عوامل سلطه جو قرار گرفته است."

 

امام خميني رحمة الله علیه فرمودند :


ما در عين حال که شديداً متأثر و عزادار از اين قتل عام بي سابقه امت محمد صلي الله عليه و آله و پيروان ابراهيم حنيف و عاملين به قرآن کريم گرديده ايم ، ولي خداوند بزرگ را سپاس مي گزاريم که دشمنان ما و مخالفين سياست اسلامي ما را از کم عقلان و بي خردان قرار داده است . چرا که خودشان هم درک نمي کنند که حرکتهاي کورشان ، سبب قوت و تبليغ انقلاب و معرفي مظلوميت ملت ما گرديده است و درهر مرحله اي سبب ارتقاي مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند... »

 

از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي


از جمله اين توطئه ها فاجعه جمعه 6 ذيحجه 1407 ه.ق. است كه ضمن آن حضرت امام خميني (ره) پيامي در خصوص شهداي بيت الله الحرام بيان فرموده اند كه به فرازهايي از آن اشار مي كنيم:
« زائران شريف ايراني امسال پيام انقلاب و برائت خود را به جهان و به امت اسلام ابلاغ نمودند و با تقديم شهداي بزرگ به پيشگاه مقدس حق از سازندگان و بانيان سياست نه شرقي و نه غربي كعبه خداوند گشتند...
ملت بزرگ ايران نيز با تجليل گسترده خود از شهدا و شركت ميليوني خود در راهپيمايي و اعلان برائت از كفر به وظيفه انقلابي و الهي خود عمل نموده اند كه در اينجا لازم است از حضور گسترده آنان و همه اقشار و خواهران و برادران تشكر كنم....
اكنون نوبت زائران ديگر كشورها و خصوصا علما و روشنفكران و گويندگان است كه پيام مظلوميت ما را به جهان ابلاغ كنند. انشاء الله زائران محترم ايراني با گامهاي محكم و دلي آرام و قلبي سرشار از رضا و لبي خندان، شادي پيروزي خون بر شمشير و شهادت در كنار خانه خدا را جشن بگيرند و افرادي كه به مدينه منوره مشرف مي شوند سلام شهيدان به خون خفته كعبه و مجروحين خانه امن را به رسول خدا و ائمه هدي عليهم السلام ابلاغ كنند و اين توفيق بزرگ را به محضرشان تبريك بگويند و به راه خود با صلابت و اطمينان ادامه بدهند……
از اينكه خداوند هديه ها و قربانيان هاجر وار و اسماعيل گونه اين ملت بزرگ را در كنار خانه خود پذيرفته است سپاسگزار و شاكر باشند كه انشاء الله خداوند شهداي بزرگ ما را با شهداي صدر اسلام محشور و به بازماندگان آنان صبر و اجر و به مصدومين و مجروحان شفا عنايت فرمايد و شر متجاوزان را به خودشان بازگرداند و آنان را به عقوبت خود كيفر دهد.
از خداوند مسئلت مي كنم كه در اين زمان كه همه كفر و همه شرك دست به دست هم داده اند و تصميم و عزم خود را براي شكست امت اسلام جزم كرده اند و همه ضربه ها را عليه ما به كار گرفته اند ما را در حصار محكم خود و در لواي مرحمت و لطف خود حفاظت فرمايد. »
عالم گران قدر، آيت الله جوادى آملى كه در سال 1407، عازم مكه مكرمه شده بودند و از نزديك فجايع خونبار آل سعود را مشاهده كرده بودند، در كتاب «قداست و امنيت‏حرم‏» چنين نوشته‏اند: «بعد از ظهر جمعه ششم ذى الحجه 1407، هنوز راهپيمايى برائت از مشركين در مكه به پايان نرسيده، در حالى كه پيشاپيش راهپيمايان، زنان و سالمندان و معلولين جنگ تحميلى و . . . بودند، ماموران آل سعود كه به دستور مستقيم سلطان طاغى حجاز كه خود را خادم الحرمين مى‏نامد و به فرمان قطعى آمريكا، شروع به سركوب زائران غريب و بى پناه نمودند; به طورى كه صدها نفر از زن و مرد مسلمان كشته و صدها نفر ديگر زخمى و مجروح و خفه شدند . . . . اين كشتار بى رحمانه با سلاح گرم و سرد و گاز انجام شد و صفير مسلسل آل سعود در فضاى حرم امن الهى پيچيد و در ماه حرام و در بلد امين، زائران محرم را به جرم تبرى از مشركان اينچنين كشتند . . . .»


امام خمینی(س) ضمن تسلیت شهادت مظلومانه زائران خانه خدا در مکه معظمه در پیامی فرمودند:


اگر هزاران مبلغ و روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتی چنین زیبا نمی توانستیم و اگر میخواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقی بین محمدرضا خان و صدام آمریکایی و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایی و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملت ها، باز به این زیبایی میسر نمی گردید، و همچنین اگر میخواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونی کعبه لیاقت میزبانی سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین آمریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کاری از دستشان برنمی آید، این وهابی های پست بی خبر از خدا به سان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند.
بسم الله الرحمن الرحیم
والذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا او ماتوا لیرزقنهم الله رزقا حسنا و ان الله لهو خیرالرازقین...........
سلام خالصانه این جانب و همه ملت ایران را به همه عزیزانی که در کنار خانه خود و حرم امن خدا مورد تهاجم و گستاخی اجیرشدگان شیطان بزرگ، یعنی آمریکای جنایتکار قرار گرفته اند، ابلاغ کنید. این حادثه بزرگ نه تنها احساسات و عواطف ملت ایران را که یقینا دل همه آزادگان جهان و ملت های اسلامی را جریحه دار و متالم ساخته است ولی برای ملت بزرگ و قهرمانی همچون مردم عزیز کشورمان که تجربه چندین ساله انقلاب را دیده اند و نقاب از چهره ها و نیرنگ های ایادی آمریکا چون شاه و صدام را در حمله به عزاداران حسینی و آتش زدن قرآن ها و مساجد برداشته اند، این حوادث غیر مترقبه و شگفت آور نیست که دوباره دست کثیف آمریکا و اسرائیل از آستین ریاکاران و سردمداران کشور عربستان و خائنین به حرمین شریفین به درآید و قلب بهترین مسلمانان و عزیزان و میهمانان خدا را نشانه رود و مدعیان سقایت حاج و عمارت مسجدالحرام، خیابان ها و کوچه های مکه را از خون مسلمانان سیراب کنند.

ما در عین حال که شدیدا متاثر و عزادار از این قتل عام بی سابقه امت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده ایم ولی خداوند بزرگ را سپاس می گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است، چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکت های کورشان سبب قوت و تبلیغ انقلاب ما و معرف مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند که اگر از صدها وسیله تبلیغاتی استفاده می کردیم و اگر هزاران مبلغ و روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتی چنین زیبا نمی توانستیم و اگر می خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقی بین محمدرضا خان و صدام آمریکایی و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایی و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملت ها، باز به این زیبایی میسر نمی گردید، و همچنین اگر می خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونی کعبه لیاقت میزبانی سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین آمریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کاری از دستشان برنمی آید، بدین سعود، این وهابی های پست بی خبر از خدا به سان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند، به این اندازه که کارگزاران ناشی و بی اراده حاکمیت سعودی در این قساوت و بیرحمی عمل کرده اند، موفق نمی شدیم و حقا که این وارثان ابی سفیان و ابی لهب و این رهروان راه یزید روی آنان و اسلاف خویش را سفید کرده اند.

جمهوری اسلامی ایران الحمدلله در میان زائران خانه حق از ملیت ها و نژادها و کشورها و حتی در خود عربستان طرفداران بسیار زیاد و دوستان صادق و وفاداری پیدا نموده است که برای گواه و شهادت حقانیت ما و معرفی ابعاد قتل عام خونبار مسلمانان به دست خادم الحرمین و انتقال حقایق تلخ روز حادثه به مردم جهان ما را یاری دهند. و چه بهتر که بلافاصله و در حالی که اجساد عزیزان ما بر زمین افتاده اند، صدام و حسین اردنی و حسن مراکشی به حمایت از جنایت آل سعود اعلام همبستگی نمایند، گویی عربستان سنگر بزرگی را فتح کرده است و در کشتن صدها زن و مرد بی دفاع مسلمان و به رگبار مسلسل بستن آنان و عبور از روی اجساد مطهر آنان به پیروزی نظامی بزرگی نایل آمده است که به یکدیگر تبریک می گویند و حال آن که جهان در این ماتم نشسته و دل پیامبر خاتم شکسته است.

و چه کسی است که نداند توسل به زور و سرنیزه و لشکرکشی در برابر زائران خانه حق و تهیه آن همه مقدمات و توسل به بهانه های پوچ برای درگیری با زنان و مردان و جانبازان و مادران و همسران شهیدان چیزی جز استیصال و خشم و ضعف آمریکا و عجز و ناامیدی سرسپردگان آنان نخواهد بود. یقینا آمریکا و عربستان از شرایط خلع سلاح مسلمانان در حرم خدا و احترام مومنین به احکام قرآن و پرهیز از جدال در کنار خانه خدا سوئ استفاده کرده اند و با وسایل از پیش فراهم شده و نقشه های دقیق روبه صفتانه به صفوف شیرمردان و شیرزنان ما حمله نموده اند و آنان را غافلگیر کرده اند. حکومت سعودی مطمئن باشد که آمریکا لکه ننگی بر دامنش نهاده است که تا قیام قیامت هم با آب زمزم و کوثر پاک نمی شود و خونی که از دل اقیانوس بزرگ ملت ما بر سرزمین حجاز جاری شده است، زمزم هدایتی برای تشنگان سیاست ناب اسلام گردیده است که ملت ها و نسل های آینده از آن سیراب و ستمکاران در آن غرق و هلاک می شوند و ما همه این جنایت ها را به حساب آمریکا گذاشته ایم و به یاری خدا و در موقع مناسب به حساب آنان خواهیم رسید و انتقام فرزندان ابراهیم را از نمرودها و شیاطین و قارون ها خواهیم گرفت و مجددا تاکید می کنم که اینها بهای گران حاکمیت نه شرقی و نه غربی و استقلال و آزادی و اسلام خواهی ماست.

و اینک از فرصت استفاده کرده به یکی از آیات کتاب کریم اشاره می کنم آن جا که فرموده است:((اجعلتم سقایه الحاج و عمارت المسجد الحرام کمن امن بالله والیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عندالله والله لا یهدی القوم الظالمین.))

گویی آیه کریمه در همین عصر نازل شده و گویی برای آل سعود و امثال آل سعود در طول تاریخ و برای ملت مجاهد بزرگ ایران و حجاج بیت الله الحرام در عصر حاضر و امثال آنان در همه اعصار آمده است. خداوند تعالی می فرماید: شما کوردلان آب رسانی به حجاج و تعمیر مسجدالحرام را با ارزش آنانی که ایمان به خدا و به روز جزا آورده و در راه خدا مجاهده می کنند، مساوی قرار داده اید، حاشا که اینان با شما مساوی نیستند و خداوند ستمگران را هدایت نمی کند.

آیا سعودی ها و امثال آنان در طول تاریخ ارزش خود را برای تهیه آب در مواقف حج و زرق و برق تعمیرات مسجدالحرام را با ارزش های مسلمانانی به خداوند و روز جزا ایمان دارند و با نثار خون خود و جوانان مجاهد خود در راه خدا و برای دفع دشمنان خدا از حریم اسلام و حرم خداوند تعالی به پا خاسته اند مقایسه نکرده اند و سعودی های عصر حاضر، پا را فراتر از آن نگذاشته و بر مسلمانان افتخار نمی کنند و با مجاهدان راه خدا آن نمی کنند که روی آمریکای جهانخوار و ارباب خود را سفید کرده است. و جالب توجه این که خداوند در این آیه ایمان به خدا و روز جزا را ذکر فرموده و از میان تمام ارزش های اسلامی و انسانی مجاهده در راه خدا را با دشمنان خدا و بشریت انتخاب کرده است و در این انتخاب به همه مسلمانان تعلیم فرموده است که ارزش جهاد فوق همه ارزش هاست. و آیا خداوند با ذکر والله ((لایهدی القوم الظالمین)) نمی خواهد بفرماید خداوند سعودی های عصر را و تمام اعصار تاریخ را ستمگرانی بیش نمی داند که قابل هدایت نیستند و خداوند آنان را هدایت نمی فرماید.

آیا ستمکاری بر حق و خلق و بر رسول خدا و امت بزرگوار حضرت رسول خاتم، بالاتر از آنچه آل سعود با کعبه و حرم امن الهی و با زائران مجاهد آن که همه چیز و همه کس خود را در راه دوست و آرمان اسلام تقدیم کردند، می توان تصور کرد آیا جرم این مجاهدان که به فرمان خداوند تعالی ندای برائت از مشرکین را انجام داده اند، جز برائت از خدایان آل سعود و سعودی های عصر حاضر و شاه حسین و شاه حسن و مبارک نامبارک و صدام عفلقی است آیا سکوت در مقابل این ستمگری ها که در طول تاریخ سابقه نداشته است، چیزی جز رضای به این جرم و شرکت در ظلم و ستم ظالمین و ستمگران است و در هر صورت آل سعود برای تصدی امور کعبه و حج لیاقت نداشته و علما و مسلمانان و روشنفکران باید چاره ای بیندیشند. زائران شریف ایرانی امسال پیام انقلاب و برائت خود را با خونشان به جهان و به امت اسلام ابلاغ نمودند و با تقدیم شهدای بزرگ به پیشگاه مقدس حق از سازندگان و بانیان سیاست نه شرقی و نه غربی کعبه خداوند گشته اند و ملت بزرگ ایران نیز با تجلیل گسترده خود از شهدا و شرکت میلیونی خود در راهپیمایی و اعلان برائت از کفر خصوصا آل سعود به وظیفه انقلابی و الهی خود عمل نموده اند که در این جا لازم است از حضور گسترده آنان و همه اقشار و خواهران و برادران تشکر کنم.

اکنون نوبت زائران دیگر کشورها و خصوصا علما و روشنفکران و گویندگان است که پیام مظلومیت ما را به جهان ابلاغ کنند. انشای الله زائران محترم ایرانی با مقاومت و صبر بقیه اعمال خود را به اتمام برسانند و با گام های محکم و دلی آرام و قلبی سرشار از رضایت و لبی خندان، شادی پیروزی خون بر شمشیر و شهادت در کنار خانه خدا را جشن بگیرند و افرادی که به مدینه منوره مشرف می شوند، سلام شهیدان به خون خفته کعبه و مجروحین خانه امن را به رسول خدا و ائمه هدی علیهم السلام ابلاغ کنند و این موفقیت بزرگ را به محضرشان تبریک بگویند و به راه خود با صلابت و اطمینان ادامه دهند و مشکلاتی که آمریکا و عربستان بر آنان تحمیل نموده اند به حساب خدا و دفاع از پیامبر بگذارند و از این که خداوند هدیه ها و قربانیان هاجروار و اسماعیل گونه این ملت بزرگ را در کنار خانه خود پذیرفته است سپاسگزار و شاکر باشند که انشای الله خداوند شهدای بزرگ ما را با شهدای صدر اسلام محشور و به بازماندگان آنان صبر و اجر و به مصدومین و مجروحین شفا عنایت فرماید و شر متجاوزان را به خودشان باز گرداند و آنان را به عقوبت خود کیفر دهد. از خداوند مسئلت می کنم که از این زمان که همه کفر و همه شرک دست به دست هم داده اند و تصمیم و عزم خود را برای شکست امت اسلام جزم کرده اند و همه ضربه ها را بر علیه ما به کار گرفته اند، خود ما را در حصار محکم خود و در لوای مرحمت و لطف خود حفاظت فرماید.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی
تاریخ: 12/5/66